دست !
دست !
آری از دل و دیده گرامی تر ، دست !
زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان
بی گمان دست گرانقدرتر است .
هرچه حاصل کنی از دنیا
دستاور دست
بیستون را یاد آر
دست هایت را بسپار به کار
کوه را چون پر کاه از سر راهت بردار
وه چه نیروی شگفت انگیزیست
دست هایی که بهم پیوسته است !
به یقین هر که ز هرجای در آید از پای
دست هایش بسته است !
دست در دست کسی یعنی پیوند دو جان
دست در دست کسی داری اگر دانی دست ؟!
چه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوست
دست گنجینه مهر و هنر است .
خواه بر پرده ساز
خواه بر چهره نقش
خواه در گردن دوست
خواه در یاری نابینایی
خواه در ساختن فردایی
آنکه آتش به دلم می زند اینک هر دم
سرنوشت بشر است
داده با تلخی غم های دگر دست به هم
بار این درد و دریغ است که ما
تیرهامان به هدف نیک رسیده است ولی
دست هامان نرسیده است به هم .
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 11:51 توسط Amin Karimnia
|
یک معلم جز مغزش که کار می کند ودلش که می تپد چه دارد؟